عیدانه
Written by میر احمد لومانی
عیدانه! نویسنده میر احمد لو مانی
گر چند با عید از لحاظ زمانی ، داریم فاصله میگیریم ! اما
هر آ ن چه که به خلق و به فرهنگ وی ار تباط پیدا مینماید و این ارتباط به خصوص اگر نقب ی باشد بر گنجینه های از نیکی ها ، عشق ورزیدن ها ، محبت ، گذشت ، بزرگ منشی و در نهایت به خوشی ها ، امال و آرزو های نیک وی ، این فرهنگ و این قاعده ، پدیده یی است قابل تقدیر و ستایش ، و سزاوار به آ ن ، تا به اندرون خلق و توده ها بیشتر به ترویج گرفته شده و نهادینه گردد .
که ، اعیاد نیز یکی از این عمل های نیک و انسانی در میان جامعه و مردم ما ن ، میباشد !
خوش بودن و خوش زیست نمودن که در فرهنگ امروزی همان سعادت بشری تفسیر میگردد ، اکسیر و کیمیا یی است که ، در قرون متمادی ، انسان و انسانیت در جهت بدست آوردن ان جهد و تلاش سخت عظیمی را بر دوش کشیده اند !
و همچنان ، در فرهنگ ادیان و بخصوص ادیان ثلاثه ابراهیمی ، " خداوند " توسط وحی ، و بوسیله پیامبران خویش آن گاه که ، انسان و انسانیت را به تهذیب فرا میخواند ، اصول و متد تربیتی خداوند گار ، همانا وعده به خوش بودن و مسرت دایمی در دنیا و بخصوص عالم آخرت میباشد ! و در یک کلام اوج داد خواهی و عدالت خداوندی د ر کنگره عظیم معاد وی ، همانا تداوم حضور روان آدمی در خوشی و یا هم این که غم ،به ترسیم گرفته شده است !
و یا بهتر ان است تا گفته شود که ، در فلسفه معاد ، " بهشت " و " دوزخ " تعبیر همان رنج و خوشی برای تداوم بودن و حضور داشتن ی آدمی ، به بحث گرفته شده است ! و جالب تر از همه چیز ان که ، انسان در انتخاب این مسیر ها ، همواره مختار و آزاد ، بوده است !
بنا بر علل و عوامل مختلف ، فرهنگ خوش بودن و خوش زیست نمودن به گونه رئالیستیک و انسانی ان بدان گونه که ، نیاز انسان عصر و زمان ما میباشد ، نی تنها در فرهنگ اجتماعی مان نهادینه نگردیده است ، بلکه ما
با ان فاصله زیادی را در میان داشته و ، داریم ! که ، وظیفه نخبگان و ان ها یی که ، کار عظیم و سخت پر مسئولیت روشن گری را بر دوش گرفته اند ، بوده ! تا جهت رفع این نقیصه درد آور ، رسالت انسانی خویش را به ثمر برسانند ! و اگر هم جرقه ها یی از این عملیه نیک و انسانی به اندرون فرهنگ و اعتقادات مان موجود است ، بینهایت کمرنگ و ضعیف میباشند !
میدانم در شوره زاری از پوسیدن و نابود شدن ، ان گاه که ، انسان و انسانیت ، ارزش ، حیات و اصالت وی در بازار های معاملاتی ارتجاع و استبداد به سلاخی گرفته شده و به حراج گذاشته میشوند ، گفتن از هنر خوش بودن و خوش زیست نمودن عملی است بیشتر به گونه هذیان های انسان تب آلود ! اما همین زنده گی به همین گونه اش هدیه ایست سخت گران بها که ، با تمام تلخی ها و بی عدالتی های موجود در آن ، هنر خوش بودن و خوش زیستن را باید آموخت و....
حیات به سر بردن ، زیست نمودن ، بودن و حضور داشتن در پهنه گیتی ! خود ودیعه ایست از جانب خداوند ، هدیه ایست بی بدیل و متاعی است که ، به هیچ قیمتی نمیتوان آن را به باز خرید ن گرفت ! و در مسیر عبور از این پروسه است که ، انسان با باز گشت ی به اصالت انسان بودن خویش ، به ملکوت اعلی صعود نموده و بر اریکه قدرت و توانایی خدا گونه شدن تکیه میزند ! و یا هم اینکه ، با خود فراموشی و نا دیده گرفتن اصالت انسانی خویش در اسفل السا فلین که ، همانا عذاب و رنج بی پایان وی میباشد ، سقوط نموده و از وی موجود زبون ، زلیل و ناتوان در عرصه گیتی ، به ظهور، می نشیند !
که ،در فرهنگ عوام این همان رنج و اندوه بی پایان، از ان یاد میگردد !
خلقت آدمی و تمام رمز و راز حیات و بودن وی از آغاز تا هم اکنون بر دو اصل استوار بوده است !
اصل درست اندیشیدن و درست عمل نمودن ! و معیار میان درست و نادرست ، در کل ! همان خوشی و رنج آدمی بوده است و بس !
از دید گاه دیالکتیک طبیعی خلقت ، اصالت انسان در همه یی ابعاد ان موج میزند و میدرخشد ! زیبا یی ، هوش ، نبوغ ، خلاقیت توانایی ، قدرت و....... و همه و همه حکایت گر بر تری مطلق وی بوده ، و در یک کلام انسان این اعجاز خلقت در طبیعت و دامان وی میباشد و بس
و از دید گاه فلسفه ادیان و آموزه های کلام خداوندی ، انسان به مثابه روح خداوند ، به معرفی گرفته شده است !
و بودن آدمی همانا روح وی است و بس !
بدون روح ، او نیست ؛ و
موجودیت حقیقی نمیتواند داشته باشد .
اصالت انسان روح وی است . و ، روح وی بر گرفته شده از روح خداوندی !
و این یعنی ، حلقه وصل آدمیت ، به ملکوت اعلی خداوندی و......
لذا ایجاد فضا یی که ، در آن انسان و انسانیت بدور از رنج و درد ، بدور از نا مرادی و الم بدور از آه و ، اندو ه و اشک و در عالم خوشی و مسرت حیات به سر ببرد ! کاری است پیامبر گونه و سخت انسانی !
خوش بودن و خوش زیست نمودن به گونه انسانی و متعالی ان هنر است ! هنریست والی تر از بزرگ ترین خلاقیت های هنری بشر ، در طول اعصار تاریخ خلقت !
و این هنر همچون اکسیر و کیمیای حیات بخش در کالبد منجمد شده جامعه مان به گونه علمی و اصولی ان باید به ، تزریق گرفته شود !
و ان گاه است که ، پروسه تداوم حیات به گونه انسانی ان ، به درون جامعه آغاز، خواهد گردید ! به حیات و زنده گی بها یی داده خواهد شد و دیگر خون انسانی به ناحق بر زمین ریختانده ، نخواهد شد !
انتحاری نخواهد بود و به عصبیت های خشن و خشم آلود اجتماعی پایان داده خواهد شد و......
در میان فرهنگ ملل و جوامع جهانی اگر ، به کنکاش و جستجو آغاز نماییم ! به ساده گی در میا بیم که، در گستره گیتی ، ان ها یی موفق بوده اند که هنر خوش زیست نمودن را بیشتر در فرهنگ اجتماعی شان به آموزش گرفته و ان را جز یی از پایه های اساسی حیات اجتماعی شان قرار داده اند و.....و در پایان به امید خوشی های هرچه بیشتر برای آدمیت و بخصوص جامعه غمزده افغانستان ! هر روز تان عید و عید تان تعبیری از خوشی ها و.....
میثم لو مانی




