Thursday, September 09, 2010
   
Text Size

جستجو با امکانات آجاکس

عیدانه

 عیدانه!  نویسنده میر احمد لو مانی

گر چند با عید از لحاظ  زمانی ، داریم فاصله  میگیریم ! اما  

هر آ ن چه که به خلق و به فرهنگ وی  ار تباط پیدا مینماید  و این ارتباط به خصوص اگر  نقب ی باشد بر  گنجینه های از  نیکی ها ، عشق ورزیدن ها  ، محبت  ، گذشت  ، بزرگ منشی  و در نهایت به خوشی ها ، امال و آرزو های نیک  وی   ، این فرهنگ و  این قاعده ، پدیده  یی است  قابل  تقدیر و ستایش ، و سزاوار به آ ن ،  تا به  اندرون خلق و توده ها بیشتر به  ترویج گرفته  شده و نهادینه گردد .


  که ، اعیاد  نیز  یکی از این  عمل های نیک  و انسانی در میان جامعه و مردم ما ن ، میباشد !

خوش بودن و خوش زیست نمودن  که در فرهنگ امروزی  همان سعادت بشری  تفسیر میگردد ، اکسیر و کیمیا یی است  که ، در قرون متمادی  ، انسان  و انسانیت در جهت بدست آوردن ان  جهد  و تلاش  سخت عظیمی را   بر دوش کشیده   اند  !
 و همچنان ،  در فرهنگ ادیان  و بخصوص ادیان ثلاثه  ابراهیمی ، "  خداوند  " توسط وحی  ، و بوسیله پیامبران خویش  آن گاه که ، انسان و انسانیت را  به  تهذیب فرا میخواند ، اصول و متد  تربیتی  خداوند گار ، همانا  وعده به خوش بودن  و مسرت دایمی  در دنیا  و بخصوص  عالم آخرت  میباشد  !  و در یک  کلام  اوج داد خواهی و عدالت خداوندی  د ر  کنگره عظیم معاد وی  ، همانا  تداوم  حضور  روان  آدمی  در خوشی و یا هم این که  غم ،به ترسیم گرفته شده است  !
 و یا  بهتر ان است تا گفته شود که ، در فلسفه  معاد  ،  " بهشت  " و "  دوزخ " تعبیر   همان  رنج و خوشی برای  تداوم بودن و حضور داشتن ی  آدمی ، به  بحث گرفته شده است ! و جالب تر از همه چیز ان که ، انسان در   انتخاب این  مسیر ها ،  همواره  مختار و آزاد  ،  بوده است  ! 

بنا بر علل و عوامل مختلف  ، فرهنگ  خوش بودن و خوش زیست نمودن  به گونه  رئالیستیک   و انسانی  ان  بدان گونه  که ، نیاز  انسان عصر  و زمان ما  میباشد ، نی تنها  در فرهنگ  اجتماعی مان نهادینه نگردیده است  ،  بلکه  ما
با ان  فاصله  زیادی را در میان داشته و ، داریم ! که ، وظیفه نخبگان و ان ها یی که ، کار عظیم و سخت پر مسئولیت روشن گری را  بر دوش گرفته اند ، بوده !  تا جهت  رفع این نقیصه درد آور ، رسالت  انسانی خویش را به ثمر  برسانند !  و اگر هم جرقه ها یی از این عملیه   نیک و انسانی  به اندرون  فرهنگ و اعتقادات مان  موجود  است ، بینهایت کمرنگ و ضعیف  میباشند !

میدانم  در شوره زاری  از  پوسیدن و نابود شدن ، ان گاه که ، انسان  و انسانیت  ، ارزش  ، حیات  و اصالت  وی  در بازار  های  معاملاتی  ارتجاع و استبداد  به سلاخی گرفته شده و به حراج گذاشته میشوند ، گفتن  از هنر خوش بودن و خوش زیست نمودن عملی  است بیشتر به گونه هذیان های  انسان تب  آلود !  اما همین زنده گی  به همین گونه اش  هدیه ایست  سخت گران بها که ، با تمام تلخی ها  و بی عدالتی های موجود در آن   ، هنر خوش بودن  و خوش زیستن را باید  آموخت  و.... 

حیات  به سر بردن ، زیست نمودن ، بودن  و حضور داشتن  در  پهنه گیتی ! خود  ودیعه  ایست  از جانب خداوند ، هدیه ایست بی بدیل  و متاعی است که ، به هیچ قیمتی  نمیتوان آن را به  باز خرید ن  گرفت !  و در مسیر عبور از این پروسه  است که ، انسان با باز گشت ی به اصالت انسان بودن  خویش ،  به ملکوت اعلی  صعود نموده  و بر اریکه  قدرت  و توانایی  خدا گونه شدن  تکیه میزند ! و یا هم  اینکه ،  با خود  فراموشی  و  نا دیده گرفتن  اصالت  انسانی خویش در اسفل السا فلین که ، همانا  عذاب  و رنج بی پایان وی میباشد ، سقوط نموده و از وی موجود  زبون ، زلیل   و ناتوان در عرصه گیتی ، به  ظهور، می نشیند  !
که ،در  فرهنگ  عوام  این همان رنج و اندوه بی پایان، از ان  یاد  میگردد !
خلقت  آدمی و تمام  رمز و راز  حیات و بودن وی  از  آغاز  تا هم اکنون  بر دو  اصل  استوار بوده است !
اصل درست  اندیشیدن  و درست عمل نمودن !  و معیار  میان درست و نادرست  ، در کل ! همان  خوشی  و رنج آدمی    بوده است  و بس !

از دید گاه  دیالکتیک طبیعی خلقت ، اصالت انسان  در همه یی ابعاد ان   موج میزند  و میدرخشد ! زیبا یی ، هوش ، نبوغ ، خلاقیت  توانایی ، قدرت  و....... و همه و همه حکایت گر  بر تری  مطلق وی بوده  ، و  در یک کلام  انسان این اعجاز خلقت در  طبیعت  و دامان  وی میباشد و بس 

 و از دید گاه  فلسفه  ادیان  و آموزه های  کلام خداوندی ،  انسان  به مثابه   روح  خداوند ،  به معرفی گرفته شده است !
 و بودن  آدمی  همانا روح وی است  و بس !
 بدون  روح ، او نیست  ؛ و
 موجودیت  حقیقی  نمیتواند داشته باشد .
  اصالت  انسان روح وی است  .    و ، روح وی  بر گرفته شده  از روح خداوندی !
  و این  یعنی ، حلقه وصل  آدمیت  ، به ملکوت اعلی  خداوندی  و......

 لذا  ایجاد فضا یی  که ، در آن  انسان  و انسانیت  بدور از رنج و درد ، بدور از نا مرادی  و الم  بدور از  آه و ، اندو ه و اشک  و در عالم خوشی و مسرت  حیات  به سر ببرد ! کاری است  پیامبر گونه  و سخت انسانی !

خوش بودن و خوش زیست نمودن به گونه  انسانی  و متعالی ان  هنر است  ! هنریست  والی تر از بزرگ ترین خلاقیت های هنری  بشر ، در  طول اعصار تاریخ  خلقت  !
 و این  هنر همچون  اکسیر  و کیمیای  حیات بخش در کالبد  منجمد شده جامعه مان  به گونه علمی و اصولی ان  باید به ، تزریق گرفته شود  !
و ان گاه است  که ، پروسه  تداوم  حیات  به گونه انسانی  ان ، به درون جامعه آغاز، خواهد گردید ! به حیات  و زنده گی بها یی داده  خواهد شد  و دیگر خون انسانی به ناحق بر زمین  ریختانده ، نخواهد شد !
 انتحاری نخواهد بود  و به عصبیت  های  خشن و خشم  آلود اجتماعی پایان داده خواهد شد  و......

در میان فرهنگ ملل و جوامع جهانی اگر ، به کنکاش  و جستجو آغاز نماییم  ! به ساده گی در میا بیم که، در گستره گیتی  ، ان ها یی موفق بوده اند  که هنر  خوش زیست نمودن را بیشتر  در فرهنگ  اجتماعی شان  به آموزش گرفته و ان را  جز یی از پایه های  اساسی حیات  اجتماعی شان قرار داده اند و.....و در پایان  به امید خوشی های هرچه بیشتر برای آدمیت  و بخصوص  جامعه  غمزده افغانستان ! هر روز تان عید  و عید تان  تعبیری از خوشی ها و.....

 میثم  لو مانی   

 

Written by :
Admin
 
Comments (0)Add Comment

Write comment

busy